تقدیم به تنها خدای دلم علی
آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی
جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم
حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر
نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه
رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش
مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز
است
آرامم ، می دانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش
را می کشیدم و هر زمان خوابش را می دیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه می دانم زمان چگونه می گذرد و نه می دانم در
چه حالی ام
تنها می دانم حالم از این بهتر نمی شود ، دنیای من ازاین عاشقانه تر نمی شود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به
عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم

نه تو بی منی و نه من بی تو هستم ، تو مال من و من در قلب تو هستم
تو عشق منی ، بی تو باور ندارم زندگی را ، تو همه ی هستی منی
همه ی جمله هایم تکراریست اما تکرار آن شیرینی لحظه های عاشقیست
تو از تکرار این کلمات خسته نشو که حرف دلم همیشه همین بوده و خواهد بود
از آن لحظه که آمدی به قلبم ، پر از امیدم
مرا تنها نگذار که بی تو نا امیدم..
تنها هوای قلب تو مرا زنده نگه میدارد ، نگذار که در دشت تنهایی ،
در زیر تک درخت خشکیده بمیرم.
صدای فریاد می آید ، این فریاد عشق است ،
گوش کن که این فریاد ، درد دل یک مجنون است
که میگوید خیلی دوستت دارم

تک ستاره آسمان دلم
تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمیشوی
تو خاطره ای هستی ماندگار در دفتر دلم که فراموش نمیشوی
همیشه تو را در میان قلبم میفشارم تا حس کنی تپشهای قلبی را که یک نفس عاشقانه برایت میتپد
از وقتی آمدی بی خیال تمام غمهای دنیا شدم و تو چه عاشقانه شاد کردی خانه قلبم را
از وقتی آمدی گرم نگه داشتی همیشه آغوشم را ،
عطر تنت پیچیده فضای عاشقانه دلم را
همیشه پرتو عشق تو در نگاهم میتابد ، همیشه دلم به داشتن تو می بالد،
دستانم دستان را میخواهد و اینجاست که گلویم ترانه فریاد عشق تو را میخواند ،
دلم تو را میخواهد، دلم تو را میخواهد به عشقت تکیه کرده ام سالها ، نترسیدم از جدایی و اشکها ،
عشق را آنگونه که هست دیدم و تو را آنگونه که بودی خواستم ، تو را همین گونه که هستی میخواهم ،
چون همین گونه مرا عاشق خودت کردی ، همینگونه مرا اسیر عشق و محبتهایت کردی از وقتی آمدی ،
آمدنت برایم یک حادثه شیرین در زندگی ام بود،
گرچه میترسیدم ازدوری تا اینجا که رسیده ایم در کنار ماه….
چقدر برای داشتنت سختی کشیدم ، چقدر با دلتنگی هایت سر کردم و اشک ریختم ،
چقدر لحظه شماری میکردم که تو مال من شوی ، حالا مال من هستی و من بی نیاز ،
برای داشتنت شب و روز کارم شده بود راز و نیاز … نگاهم مال تو هست ، دلم گرفتار تو است ،
من تو را دارم و به هیچکس جز تو نمی اندیشم مال من هستی و همین است که من زنده هستم ،
در قلبم هستی همین است که همیشه شاد هستم جنس نگاهت درخشان بود
که قلبم عاشق چشمانت شد، و اینگونه همه روزهایم فدای یک روز با تو بودن شد،
و حالا میخواهم تمام عمرم را فدای عشق بی پایانت کنم….
تو مثل و مانندی نداری ، تو فرشته ای و در قلبت جای تاریکی نداری
تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمیشوی….

هر شب مرا با خود میبری
میبری به جایی که تاریک است و روشنایی
آن تویی
هرشب مرا به اوج میبری
میرسیم به جایی که نگاهت همیشه آنجا بود
ما یکی شده ایم با هم
همیشگی شده عشقمان، بگو از احساست برای
من…
همیشه میگویم تو تا ابد برایم یکی هستی
،
یکی که عاشقانه دوستش دارم ، یکی که
برایم یک دنیاست….
دنیای زیبایی که درون آنم
ببین یک دیوانه دائم نگاهش به چشمان
توست ، من همانم!
ببین که حالم ، حال همیشگی نیست
اینجا ، همینجایی که هستی باش، که قلبم
بدون تو زنده نیست
ما عاشقانه مانده ایم برای هم ، من برای
تو هستم و تو برای من ،
تمام نگاهت را هدیه کن به چشمان عاشق
من…
هر زمان فکر بی تو بودن میکنم نفسم
میگیرد،
اگر نباشی قلبم بی صدا میمیرد،مثل حالا
باش ،
مثل حالا عاشقانه دوستم داشته باش
نه اینکه فردا بیاید و بیخیال ما
باش….
گفته بودم که با تو نفس میگیرم
گفته بودم با تو در این زندگی تنها رنگ
عشق را میبینم ،
رنگی به زیبایی چشمان عسلیت
اگر دست خودم بود دنیا را فدا میکردم برای
همیشه داشتنت
تو را با هیچکس عوض نمیکنم ، عشقت را
همیشه
در قلبم میفشارم و به داشتنت افتخار
میکنم
تو را که دارم دیگر تنهایی را در کنارم
احساس نمیکنم ،
غم به سراغم نمی آید و دیگر به جرم
شکستن اعتراف نمیکنم!
ما یکی شده ایم با هم ، گرمای زندگی با
تو بیشتر میشود
و اینجاست که دیوانه میشود از عشقت دل
عاشق من....

همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در
گوشه ای و اشک میریزم
آن لحظه آرزو میکنم که باشی در کنارم ،
بنشینی بر روی پاهایم و آهسته در گوشم
بگویی که دوستت دارم
کاش بیاید آن روز ، کاش تبدیل شود به
حقیقت آن آرزو ،
تا لبخند عاشقی بر روی لبانم بنشیند ،
تا کی دلم در غم دوری ات، به انتظار
بنشیند!
ببین خورشید را ،در حال غروب است ،
نمیدانم ،میدانی اینجا که نشسته ام
چقدر سوت و کور است !؟
نیستی اینجا که اینگونه سرد و بی روح
است ،
نیستی در کنارم که دلم تنها و پر از
غصه، در این لحظه ی غروب است
هیچ است این دل بی تو ، تمام است لحظه
های شادی بی تو،
بگیر دست مرا با آن دستان مهربانت،
به تو نیاز دارم همیشه و همه جا، به آن
دل مهربانت
هستم تا هستی در این دنیای خاموش ،
نمیشوی ، حتی یک لحظه نیز از یاد من فراموش!
ندیدم تا به حال عشق و صداقت را جز از
دل تو،
ندیدم تا به حال مهربانی و وفا را جز از
قلب مهربان تو،
ندیدم یک قلب پاک را جز قلب درخشان تو
تا به حال،
بیا تا ثابت کنیم به همه معنای یک عشق
ماندگار!
برمیگردیم به سر خط ، دلتنگی مرا دیوانه
میکند تا آخر خط ،
گفتم تا گفته باشم درد دلم را به تو ،
یکی که بیشتر نیست در این دنیا دیوانه ی تو!

علی دلم برات تنگ شده. ی کاری کن تا زوده زود ببینمت
╬♥═╬ ╬♥ عاشقتم بهونم برا زندگی ╬♥═╬ ╬♥