اِمشبـــ بــہ میهمــانے تــو مے آیـَـمـــ

نــہ چشــمان فریــبَنـدهـ اتــــ

و نــہ لبــان تَبـدارتـــ را مے خـواهـَـمـــ

مـَـرا آغـُـوشے بــہ وُسـعتـــ دستــانتـــ کافــے ستــــ

دلـَـمـــ گــرفــتــہ


 

 

سلام عزیز دلم خوبی فدات شم؟؟؟

 

از امروز تا 6 روز اردوی علی شروع شده. تا 6 روز اس بازی نداریم.و روزی فقط ی بار احتمالن بتونیم بحرفیم. رفتن کوه، قربونش برم یکمم مریض شده بود همش فکرم پیش اون مونده.

 

خداجونم من این سختیارو بازم با امید خودت تحمل میکنم، صبر میکنم تا روز وصالمون برسه فقط ازت میخام مواظبش باشی.خدا حتی برا ی لحظه هم تنهاش نذار. خداجون خودت که میدونی همه کسم علیه کاری کن زوده زود خوب شه. فقط همینو ازت میخام خدا...

 

 

 

اجازه هست که عشقتو تو کوچه ها داد بزنم...؟

 

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم...؟

 
اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم...؟

 
ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم...؟

 

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه...؟

 
بهت بگم عاشقتم, دوستت دارم یه عالمه...؟

 
اجازه هست بهت بگم عشق تو, توی سینه امه...؟

 
اجازه هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم...؟

 
چشمی که بد خواهمونه, به خاطرت خواب بکنم...؟

 
اجازه فریاد بزنم:توی قلبمی تا به ابد...؟

 
اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم...؟

 
دست تو توی دستم و برم به فردا برسم...؟

 

اجازه هست دریا بشم, کویر رو پیمونه کنم...؟

 

تو صدف دلم بشی, من توی دلت خونه کنم...؟

 
اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم...؟

 

بایک نگاه بی ریا روی غم رو سیاه کنم...؟